* سید کاظم حسینی
مقدمه:
تمدن جديد و امروزي بشر، حاصل فرآيند پيچيده پيشرفت انسان در ابعاد مختلف زندگي است. پيشرفت علم و تکنولوؤي و تعامل آن، سازوکارهاي جديدي را بر جامعه حاکم ساخت و بر دگرگوني جامعه ي بشري و ابعاد جامعه اي نو با خواسته ها، انديشه ها و نيازهاي تازه اثر گذاشت. تمدن امروزي جهان بر عناصري متکي است که از برآيند آنها، نوآوري هاي فراواني در زندگي بشر ايجاد شده است و زندگي تازه، مبتني بر عقلانيتي جديد شکل گرفته است.
در چنين فرآيندي که شکوفايي تمدن بشر و تجلي دستاوردهاي آن هر روز ابعاد بديع و جديد مي آفريند، تفکر و تحقيق در وقايع اجتماعي در يک مدار تعاملي پويا قرار مي گيرد، بصيرت هاي فلسفي در پرتو پژوهش هاي علمي به انديشه هاي تفصيلي مناسب و سازگار با يکديگر تبديل مي شوند.. در پرتو حمايت تحقيقات کاربردي همه جانبه در موسسات و نهاد هاي فرهنگي، اجتماعي و اقتصادي متناسب تجسم مي يابند. در اين فرآيند روشن است که نهادينه شدن تحقيقات نقش به سزا و مهم در سياستگذاري، هدايت و برنامه ريزي در اجتماع دارد و در نتيجه به صورت غير قابل انکاري در بالا بردن سطح تمدن بشري نقش ايفا مي کند تا جايي که تصور پيشرفت تنها در سايه تحقيقات ممکن و ميسر می شود.
فصل اول: طرح تحقيق
احساس نياز به يک بينش وسيع نسبت به بازارهاي جهاني طلا بر آن داشت که در اين زمينه تحقيق به عمل آورم.
هدف در اين تحقيق پيدا کردن منشاء عواملي که بر قيمت طلا تاثير مي گذارد، می باشد. چنانچه به اين عوامل پي ببريم مي توانيم قيمت طلا را در آينده بر اساس تغييرات و تحولات پيش بيني کرده و ديدگاهمان را وسيع نمايم.
فرضيه در اين تحقيق عبارت است از: «قيمت طلا در بازار هاي جهاني فلزات قيمتي، توسط دلار تعيين مي شود»
مشکلات و موانع جمع آوري مطالب تحقيق زياد بود. از پرسشنامه نمي توانستيم استفاده کنيم چون با مراجعه به چند طلا فروشي تقريباً همه آنها را عاري از هر گونه اطلاعات در اين زمينه يافتيم.
با مراجه به اساتيد بخش هاي اقتصاد بازرگاني و کشاورزي آنها به جز معرفي چند کتاب کمک ديگري نکردند و بر اين اساس ما نمي توانستيم از روش مصاحبه اي استفاده کنيم. پس ناچار شديم به روش کتابخانه اي روي آوريم و از اخبار بانک مرکزي ايران در اين مورد استفاده کرديم.
فصل دوم: تاريخچه
در تاريخچه اين تحقيق ابتدا بيان مي کنيم چرا طلا از زمان پيدايش مقبول عام و خاص قرار گرفته و وسيله اي برای مبادله و پايه پولی قرار گرفتن آن، صحبت مي کنيم.
ضرورت بحث اين است با وجود عدم مطرح بودن طلا به عنوان پايه پولي کشورها، چرا تغييرات و نوسانات قيمت آن بر ارزش پول کشورها و سایر متغیر های کلان اقتصادي تاثير مي گذارد؟ براي پاسخ به اين سوال بهتر است تاريخچه آن را بررسي نمایم.
طلا به علت خواص شيميايي و فيزيکي خود از قبيل پردوام بودن، قابليت تورق زياد، قابليت تقسيم به قطعات کوچک تر، فسادناپذيري، اکسيده نشدن، حمل آسان، جلاي خاص و... مورد مقبول جهانيان قرار گرفته است.
اقوام بدوي از زمان هاي قديم به علت شفاف بودن طلا و نقره از آنها براي زيور آلات استفاده مي کردند اما به طور دقيق نمي توانيم بگويم از چه زمان و کدام قوم براي نخستين بار اين فلز را واحد ارزش قرار داده اند. در ابتدا استفاده از فلزات قيمتي به عنوان وسيله ي مبادله و يا مقياس ارزش به شکل شمش صورت مي گرفت و طرف مقابل ناگزير بود اول آن را محک بزند، عيار آن را مشخص نمايد، ارزش ذاتي آن را بسنجد و آنگاه قبول کند.
قرن ها پيش از ميلاد حضرت مسيح طلا را آب مي کردند و آن را به شکل سکه در مي آوردند و در معاملات مورد استفاده قرار مي دارد و به تدريج دولت ها اقدام به ضرب سکه با وزن و عيار مشخص کردند و مردم ديگر بدون محک و آزمايش سکه ها را در داد و ستدها مي پذيرفتند.
بشر پس از آنکه روش هاي مختلف داد و ستد، مثل معامله پاياپاي، مبناي بودن کالاي خاص و غيره را پشت سر گذاشت روی به پول فلزي آورد اما از ميان فلزات زياد ، دو فلز طلا و نقره را به علت ويژگي هاي خاصي که مطرح شد انتخاب نمودند.
اول بار سيستم دو فلزي بدون رابطه ي مشخص اتخاذ شد غالب کشورهاي اروپايي در اوائل قرن نوزدهم داراي چنين نظامي بودند. به علت اينکه اين سيستم معايب زيادي داشت سيستم دو فلزي با رابطه ي مشخص جايگزين سيستم قبلي شد اما اين سيستم نيز طبق قانون گرشام ((پول بد، پول خوب را از جريان خارج مي کند.)) کارايي نداشت. بنابراين سيستم واحد يک فلزي اختراع شد که دولت يک فلز (طلا يا نقره ) را با وزن و عيار مشخص واحد پول کشور قرار مي داد. مسلماً هر پول فلزي يک ارزش تجاري دارد که تابع عرضه و تقاضا و سرانجام تابع ميزان آن است و يک ارزش رسمي و قانوني دارد که قانون معين کرده است.
انگلستان از سال 1816 رسماً سيستم يک فلزي طلا را انتخاب کرد و ليره طلا انگليس تنها واحد پولي براي ضرب پذيرفته شد. در همان زمان هندوستان داراي سيستم يک فلزي نقره بود و فرانسه و ايتاليا و سوئس و بلژيک داراي سيستم دو فلزي طلا و نقره بودند.
در نيمه اول قرن نوزدهم در کاليفرونيا معادن طلا فراواني کشف و استخراج شدند. به علت عرضه زياد طلا قيمت آن کاهش یافت و موجب رونق بازار اقتصادي آمريکا و اروپا گرديد.
از سال 1867 بر اثر استخراج معادن نقره در آمريکا قيمت طلا ترقي کرده و قيمت نقره مخصوصاً درسال 1873 کاهش یافت و کشورهاي که سيستم نقره اي داشتند طلا را واحد پول اعلام کردند.
به ترتيبي که ملاحظه شد قرن نوزهم شاهد تجربيات سيستم هاي متفاوت پول فلزي بود. در اواخر قرن نوزدهم سيستم دو فلزي جاي خود را به سيستم تک فلزي طلا که به نسبت حجم نقره با حجم کم، دارای ارزش بيشتري است داد. به علاوه افزايش استخراج طلا از اواسط قرن نوزدهم به حدي رسيد که طلا به تنهايي قادر گرديد وسيله مبادله قرار گيرد.1 و در سير تکامل و سيستم دو فلزي به يک فلزي طلا کمک موثري کند.
نظام پولي پايه طلا:
در نظام پولي جهاني پايه طلا، طلا پايه ارزش هاي جهانی است و وسايل پرداخت هاي ديگر مثل اسکناس و چک مي توانند هميشه و در همه جا بلافاصله قابل تبديل به طلا باشند. در نظام جهاني پايه ی طلا، پس مانده اي تراز خارجي به طلا پرداخت مي شود. طرفداران اين نظام را عقيده بر اين است که ورود و خروج طلاي ناشي از عملکرد اين نظام خود به خود تصحيحات پولي لازم را در اقتصاد داخلي، از لحاظ حجم پول و از لحاظ قيمت ها و نرخ بهره به عمل مي آورد. نقطه ورود و خروج طلا را که در نظام جهاني پايه طلا اهميت فراوان داشته است و مي توان به صورت زير نشان داد.
نظام پولي طلا تا جنگ جهاني بسیار منظم کار می کرده است. طلا، پول حقيقي بود و وسایل ديگر پرداخت مثل اسکناس و چک، عل البدل طلا و به شرطي قابل قبول و پذيرفتني بودند که بدون قيد و شرط قابل تبديل به طلا باشند.
اگر مقدار طلا کافي براي گردش بازار نبود قيمت آن نسبت به هزينه توليد بالا مي رفت و سود ناشي از تفاوت قيمت بازار طلا و هزينه توليد آن عامل برانگيز اننده توليد کنندگان براي طلا بود و بالعکس.
پس پايه پولي طلا مزایاي زيادي داشت ولي با شروع جنگ جهاني اعتبار نظام پايه پولي طلا کاستي گرفت و همه چيز به هم ريخت، دولت ها نياز به پول بيشتري پيدا کردند پول تحريري و اعطاء اعتبار رواج بيشتري يافت. تا پيش از آن زمان سياست های پولي و وضع مقررات انتشار پول براي تسهيل و تحکيم نظام پايه طلا بود. ولي با شروع جنگ، بانک هاي مرکزي بر اثر فشار نياز دولت ها به چاپ اسکناس مبادرت ورزيدند و عامه ی سيستم بانکي با اعطاي تسهيلات بانکي چرخ تورم و ماشين جنگی دولت ها را چرخاندند. انگلستان که از مدت ها پيش داراي قدرتمند ترين پول جهان بود در زمان جنگ جهاني سيستم پولي طلا رها نکرد و چون در زمان جنگ مبتلا به تورم شد، نظام پايه طلا را در سال 1919 رها کرد و پوند را شناور ساخت اما در سال 1925 چرچيل (وزير دارائي و خزانه داري از حزب محافظه کار) که فکر عظمت پولي ديرينه کشود خود را در سر مي پروراند نظام پايه پولي طلا را با نرخ هر ليره 4.75 دلار اعلام کرد. با بحران 1929 و رکود جهاني اقتصاد در سال 1931 انگلستان متکي بر تعاليم کينز اولين کشوري بود که نظام پایه طلا را ترک و غوغاي عظيمي در دنيا بر پا کرد.
اما چرا نظام پولي پايه طلا که آن همه مزايا براي آن قائل بودند و از نظر تئوري سرآمد بود متروک گرديد و ديگر مورد استفاده قرار نگرفت.
پول هاي طلا ارزش ذاتي دارند و به همين دليل داراي اعتبار جهاني اند. ولي سه عيب دارند که عبارتند از :
الف – انعطاف ناپذيري پول هاي طلا؛ اگر اقتصاد رشد پیدا کند و توليد ناخالص داخلی افزايش يابد بايد حجم پول هم متناسب با رشد اقتصادي افزايش يابد. اگر چه طلا يک وسيله مطمئن پس انداز است ولی خيلي کند پاسخگوي نيازمند ي هاي رشد اقتصادي سريع است. حجم استخراج طلاي جهان کافي براي نيازمندي هاي پولي اقتصاد جهان نيست. در سال هاي 1970 و 1980 که توليد طلا در جهان نقصان داشت رکود بزرگ سال هاي 6-1973 به وجود آورد که باعث بيکاري، کاهش سود کارفرمايان، کاهش قيمت ها و ... شد. تا بالاخره با کشف معادن طلا اين مشکل تا حدودي رفع شد.
ب – توزيع غير عادلانه و نابرابر ذخاير طلا در جهان؛ در سال 1914 موجودي طلا در جهان بسيار نابرابر بود به طوري که اروپا 58.8 درصد طلاي جهان را صاحب شده بود، آمريکا 29.9 درصد وساير ممالک 11.3 درصد. حال به علت آزادي ورود و خروج سرمايه کشورهاي ثروتمند از نظام پايه طلا و جريان آزاد سرمايه منتفع مي شدند و به همين دليل بعد از جنگ جهاني دوم کشورهاي ثروتمند و کشورهاي که طلاي زياد داشتند طرفداري از نظام پولي طلا را اعلام کردند.
پ – ضرب پول طلا خيلي بيشتر از نشر پول کاغذي و پول تحريري و پول الکترونيکي هزينه بر مي داشت نظام پايه طلا تا بحران بزرگ سال هاي 1930 به نظر مي آمد بهترين وسيله خودکار اداره امور پولي اقتصاد کلان باشد. از سال 1925 با مشکلاتي که انگليس براي استقرار مجدد نظام پولي طلا با آن مواجه شد؛ به ويژه با بحران 1929 اعتماد عمومي نسبت به عملکرد سيستم پولي پايه طلا صلب گرديد و به سيستم بازار لطمه شديد وارد آمد و پيش از آنکه براي هميشه متروک شود در سال 1944 همه کشورها به سيستم پايه ارز – طلا گرويدند.
نظام پولي ارز – طلا :
در کنفرانس برتون وودز اصولي را کشورهاي شرکت کننده پذيرفتند. اصل مهم اين بود که واحد پول هر کشور دقيقاً به وزن معيني از طلا تعريف شود. طلا به طور قراردادي مخرج مشترک همه پول ها، دوتا دوتا و سه تا سه تا، به نحوي باشد که آن پول ها بتواند با همديگر مقايسه و برابريشان معلوم شود. به طور مثال اگر دلار 888 ميلي گرم طلا و مارک 243 ميلي گرم تعريف شود برابري آنها به صورت زير است.
3.66 = 242/888 = مارک/ دلار
اما اين سيستم يعني پايه پولي طلا – ارز هم کارايي لازم را نداشت و مشکلات عديده اي را در امر اقتصاد به وجود آورد چون طبق اين نظام بانک ها مي توانستند دلار را که قابل تبديل به طلا از قرار هر دلار برابر 35/1 اونس طلا بود به عنوان پشتوانه پول خود قرار دهند پس دلار همچون گذشته و حتي بيشتر خواهان پيدا کرد. آمريکا نيز جهت حفظ موقعيت نرخ تنزيل را به 1 درصد رساند که اين خود باعث تورم در آمريکا شد. همچنين آمريکا از قانون نسبت طلا – ارز تخطئي کرد و دلار زيادي را منتشر کرد و همچنان ذخائر طلا را نگهداري مي کرد. در سال هاي 60-1959 بانک ها خواستند که دلار خود را به طلا تبديل کنند اما آمريکا طلاي کمي داشت پس سياست هاي چون تقليل هزينه های نظامي، کنترل خروج سرمايه, استقراض از بانک هاي اروپايي، ممنوعيت مسافرت هاي غير لازم خارج از کشور و ... اتخاذ کرد اما نه تنها وضع بهتر نشد بلکه بدتر هم شد.
در اين شرايط بود که کشورها دريافتند که پايه پولي طلا – ارز هم کارساز نيست و طلا را از صحنه پايه پولي طلا و طلا – ارز به طور کامل خارج کردند و نظام شناوري ارزها را جايگزين کردند.
فصل سوم: تجزيه و تحليل يافته ها :
قيمت کالا در بازار از تقاطع منحني هاي عرضه و تقاضا براي آن کالا تعيين مي شود و جابجايي اين منحني ها قيمت تعادلي جديدي را نتيجه مي دهد. قيمت طلا نيز چون ساير کالاها از روي منحني هاي عرضه و تقاصاي آن تعيين مي شود.
بازارهاي نيويورک و لندن نقش تعيين کننده اي بر قيمت طلا ايفا مي کنند. قيمت طلا توسط عرضه به توليد کنندگان عمده چون کشورهاي استراليا و آفريقاي جنوبي و تقاضاي مصرف کنندگان عمده مانند هند، چين ،اروپا و... تعيين ميشود.
از طرفي ارزش دلار آمريکا، در بازارهاي طلا، نقش تعيين کننده اي را عهده دار مي باشد. به طوري که قيمت طلا تحت تاثير تغييرات بين ارزش دلار آمريکا و ارزش پول ساير کشورهاي توليد کننده و مصرف کننده عمده مي باشد. هر گاه ارزش دلار آمريکا در مقابل ارزش ساير پول ها از جمله يورو اروپا، ين ژاپن، رانت آفريقاي جنوبي و دلار استراليا افزايش يابد قيمت طلا کاهش مي يابد. بدين گونه که با کاهش ارزش يورو، قيمت دلاري طلا افزايش مي يابد و اين موجب کاهش قدرت خريد مصرف کنندگان اروپايي مي شود. که خود نيز موجب کاهش تقاضا در بازار طلا مي شود و قيمت طلا کاهش مي يابد.
با بالا رفتن ارزش دلار آمريکا، ارزش رانت آفريقا جنوبي و دلار استراليا، کاهش مي يابد و در نتيجه توليد کنندگان استرالياي و آفريقایي اقدام به فروش پوششي طلا کرده تا باعث افزايش ارزش پولي کشورشان شود. پس عرضه طلا افزايش يافته و قيمت آن را کاهش مي دهد.
با کاهش ارزش روپيه هند در مقابل دلار آمريکا و با توجه به اينکه هند يکي از عمده ترين مصرف کنندگان طلا است، تقاضا براي طلا توسط هندوها کاهش يافته و قيمت طلا نيز به تبع آن کاسته مي شود.
همچنان که قيمت کالا ها در بازارها متاثر از عوامل گوناگوني نظیر تحولات سياسي – نظامي، اقتصادي، فرهنگي و اجتماعي مي باشد طلا نيز از اين امر مستثني نیست. لذا در ادامه به این موارد می پردازیم.
تحولات سياسي – نظامي:
مهمترين روخداد سياسی مربوط به اواخر سال 2000 و اوليل سال 2001 ميلادي، انتخابات رياست جمهوري ايا لات متحده آمريکا بود. در اين انتخابات رقابت بين آقاي الگور (نامزد حزب دمکرات) و آقاي جورج بوش (نامزد حزب جمهوري خواه) وجود داشت که براساس اظهارات تحليل گران آقاي الگور طرفدار دلار قوي و مداخله هماهنگ به حمايت يورو؛ و آقاي جورج بوش طرفدار دلار قوي اما مخالف با مداخله در بازارهاي ارزي جهت تقويت ارزش پولی واحد اروپايي بود.
بالا گرفتن اختلافات سياسي در آمريکا و همچنين ابهامات موجود در مورد نتايج انتخابات رياست جمهوري اين کشور که چه کسي در آينده قدرت را در دست خواهد گرفت باعث وجود ابهامات در قيمت طلا شد پس میزان ريسک بالا رفت و افراد ريسک گريز از خريد طلا پرهيز نمودند و حجم معاملات در بازار نيويورک کاهش يافت، ارزش دلار پايين آمد و اين باعث تقويت ارزش يورو شد. و قيمت طلا در بازار لندن رشد پیدا نمود..
علي رغم تشديد اختلافات رهبران سياسي آمريکا و تقلب در انتخابات، همچنان شانس پيروزي جورج بوش افزايش مي یافت. ارزش دلار نيز تقويت مي شد و اين تاثير در قيمت طلا مي گذاشت که باعث کاهش قيمت طلا در اغلب بازارهاي جهاني گشت.
پس از انتشار نتايج آراي انتخابات رياست جمهوري در ايالات متحده و برنده شدن کانديد جزب جمهوري خواه، حزب دمکرات به درست بودن نتايج انتخابات معترض شد و خواستار باز شماري دستي آراء ايالات فلوريدا، که به نفع آقاي جورج بوش تمام شده بود، شدند که اين امر با مخالفت قاضي آن ايالت مواجه شد.
بنابراين با برنده شدن نامزد جزب جمهوري خواه که سياست عدم مداخله در بازارهاي ارزي جهت تقويت پول اروپايي را مد نظر داشت، قيمت طلا در بازار لندن شديداً کاهش يافت.
نمودار تاثير وقايع بر روي قيمت طلا به صورت زير است:
با توجه به تحقيقات صورت گرفته روخدادهاي نظامي نيز بر قيمت طلا تاثير گذاشته است. که از آن ميان مي توان به جنگ سي و دو روزه ي اسرائيل و لبنان اشاره کرد که نتيجه آن ناامني در اسرائيل را در پي داشت و اين امر يک ناامني ذهني به وجود آورد و افزايش قيمت طلا را بازارهاي جهاني موجب شد و نيز افزايش تنش ها بين آمريکا و پيروانش و عراق نيز افزايش قيمت طلا را در پي داشته است.
تحولات اقتصادي:
فعاليت ها و رويکردهاي اقتصادي نقش ويژه اي را در قيمت طلا به عهده دارند. اين فعاليت ها و رويکرها شامل توليد ناخالص داخلی، مزايده ها، حجم معاملات، ارزش پول کشورها، انتظارات و پيش بيني ها، انتشار اخبار اقتصادي، بورس ها و... مي باشد که در ادامه به بررسي آنها مي پردازيم.
توليد ناخالص داخلي:
کاهش توليد ناخالص داخلی و کاهش روند رشد اقتصادي باعث افت شاخص قيمت مصرف کننده شده و ارزش دلار آمريکا از 5.6% درسه ماهه دوم به 2.7% در سه ماهه سوم رسيد که اين بر افزايش ارزش دلار تاثير گذاشت و موجب تقويت قيمت طلا گرديد.
اخبار و اطلاعات:
صدور هر گونه اخبار اقتصادي از طرف مسولان اقتصادي با توجه به اهميت آن به طور نسبي بر قيمت طلا تاثير مي گذرد. در زير براي روشن شدن اين موضوع و ميزان تاثير گذاري آن در قيمت طلا تاثير اخبار و اطلاعات را براي دو سال 2000 و 2001 به طور نمونه بررسي مي نمايم.
1- در 13 دسامبر به دنبال انتشار نتايج بررسي گروه صنعتي خدمات معدني حوزه هاي طلا (GFMS) تقاضا از سوي جواهرسازان اروپايي بهبود يافت و متوسط قيمت طلا به 276 دلار براي هر اونس رسيد.
2- در 28 سپتامبر2001 مداخله آمريکا در بازارهاي نفتي جهان به صورت، اعلام استفاده از ذخاير استراتژيک که به بهانه ی جلوگيري از بروز بحران سوخت در فصل زمستان و افزايش فشارهاي تورمي در آمريکا صورت گرفت، باعث بهبود ارزش دلار و در نهايت کاهش قيمت طلا گردبد.
3- در 30 سپتامبر همان سال اطلاعات منتشره از سوي کميته معاملات آتي کالايي (CFTC) مبني بر افزايش خالص وضعيت کمبود معامله گران موجب شد که قيمت طلا در بازار نيويورک تقويت گردد.
4- در 4 اکتبر اطلاعات منتشره که نشان دهنده کندي رشد اقتصادي در اروپا بود موجب تقويت ارزش يورو در مقابل ارزش دلار آمريکا گرديد بر اين اساس مصرف کنندگان اروپايي خريدهاي خود را در بازار طلا کم کردند و اين موجب کاهش قيمت طلا در اغلب بازارهاي جهاني شد.
5- در 7 اکتبر انتشار اطلاعات از وضعيت مشاغل آمريکا مبني بر افزايش تعداد شاغلان و کاهش نرخ بيکاري در ماه سپتامبر باعث شد که ارزش دلار آمريکا بالا برود و منجر به کاهش قيمت دلاري طلا به زير 270 دلار براي هر اونس در بازار نيويورک شد.
6- در 17 اکتبر سخنان حمايت گرانه مقامات پولی اروپا به حمايت از يورو که احیا انتظارات مداخله در بازارهاي ارزي را به بار آورد موجب تقويت موقتي ارزش يورو در مقابل دلار شد و اين نيز باعث افزايش قيمت طلا گرديد.
7- در 8 دسامبر انتشار اطلاعات اشتغال و بيکاري آمريکا از سوي وزارت کار اين کشور که نرخ بيکاري از 3.9% در اکتبر به 4% در نوامبر رسيده است اين امر باعث کاهش نر خ هاي بهره انتظاري در بازار سهام بود قيمت سهام تقويت و ارزش دلار بالا مي رفت.
8- در 12 دسامبراعلام کاهش ارزش روزانه طلا از سطح 5.1 به 4.9 ميليارد دلار در روز در انجمن شمش طلاي لندن باعث کاهش قيمت طلا شد.
9- در 12 ژانويه از طرف بانک سرمايه گذاري گولدمن سماجز اعلام شد که سود برآورد شده سال 2001 سهام تعدادي از شرکت هاي معدني استخراج کننده طلا نرخ نزولي دارد. اين امر باعث تقويت طلا شد.
10- در 22 ژانويه انتشار اطلاعات مربوط به افزايش کمبود حساب هاي طلاي معامله گران غير تجاري يا موسسات بزرگ مالي باعث افزايش شديد قيمت طلا گرديد.
11- در 11 فوريه انتشار اطلاعات مربوط به روند تقاضاي طلا از سوي شوراي جهاني طلا (WCGF) قيمت طلا را تغيير داد. آن اطلاعات شامل افزايش شديد قيمت طلا در هند، ترکيه، ايالات متحده و همچنين افزايش تقاضا طلا در 27 کشور تحت کنترل اين سازمان در 4 ماه اول سال نسبت به سال گذشته نرخ 11 درصدي رشد را نشان مي دهد.
12- در 1 نوامبر به دنبال کاهش قيمت طلا، اظهارات وزراي دارائي آمريکا و آلمان به حمايت از ارزش يورو و همچنين اعلام آمادگي بانک مرکزي آمريکا (ECB) براي مداخله در بازارهاي ارزي موجب افزايش ارزش يورو و افزايش قيمت طلا گشت.
بنابراني استنباط مي شود که در يک دوره زماني کوتاه بر اساس اخبار گوناگون قيمت طلا تغيير مي يابد و اين اثرپذيري متغيير قيمت طلا از اخبار و اطلاعات را مي رساند.
حدس و پيش بيني و انتظارات:
فروشندگان و خريداران طلا براساس انتظاري که از قيمت طلا درآينده دارند اقدام به خريد و فروش آن مي کنند. چنانچه احساس کنند که قيمت افزايش مي يابد، تقاضاي مصرف کنندگان تقويت مي شود. عرضه توليد کنندگان کاهش مي يابد و خود اين تغييرات در تقاضا و عرضه بازار باعث تغيير قيمت در بازار مي شود.
اگر در بازارهاي جهاني انتظار کاهش قيمت ها، افزايش عرضه طلا و کاهش تقاضاي طلا وجود داشته باشد به علت افزايش طلا در بازار قيمت آن کاهش مي يابد براي مثال با وقوع زلزله در ايالات گجرات هندوستان که يکي از مراکز مهم مصرف طلا است انتظار مي رفت که مصرف کنندگان طلا در هند براي جبران خسارت زلزله تقاضاي خود را در آن بازار کاهش داده و قيمت طلا کاهش يابد. اگر سير اين تقاضا براي طلا را دنبال کنيم خواهيم ديد که قيمت طلا نيز واقعاً کاهش يافته است.
همچنين در صورتي که تحليل گران اقتصادي در سال هاي 2001 و 2002 پيش بيني مي کردند رشد اقتصادي در منطقه يورو نسبت به آمريکا و ژاپن در ماه هاي آينده و يا حتي در سال آينده افزايش چشمگيري را نشان دهد و يا انتظار کاهش توليد ناخالص داخلي آمريکا و همچنين کاهش نرخ بهره انتظاري در آمريکا باعث افزايش ارزش يورو نسبت به دلار آمريکا شد و قيمت طلا يک سير صعودي را طي مي کند. نگراني از مداخله در بانک هاي مرکزي اروپا و کشورهاي گروه 7 در بازار ارزي ارزش يورو را افزايش داده ليکن تضعيف ارزش پول توليدکنندگان در مقابل دلار باعث به وجود آمدن انتظارات فروش هاي آتي و پوشش طلا از سوي توليد کنندگان شده و بخش از اين افزايش قيمت را خنثي مي کند.
همانگونه که پيش بيني ها و انتظارات باعث تغيير قينت طلا مي شود شايعات هم همان تاثير را مي گذارد بروز شايعاتي مبني بر توافق هاي احتمالي بين بانک هاي مرکزي در به تحويق انداختن اجاره طلب به منظور کاهش مصنوعي قيمت طلا و يا شايعه خروج بانک هاي مرکزي از بازارهاي طلا باعث مي شود که قيمت طلا افزايش يابد.
پيش بيني هاي موجود درباره بورس وال استريت نيز بر قيمت طلا تاثير مي گذارد به طوري که تحليل گران معتقدند که کاهش ارزش سهام در آن بورس باعث افزايش قيمت طلا در بازارهاي جهاني بخصوص بازار نيويورک مي شود.
مزايده طلا توسط بانک هاي مرکزي:
بانک مرکزي اروپا، انگليس، سوئس و... هر چند وقت يکبار اعلام به فروش مزايده اي طلا مي کند که حجم طلاي به مزايده گذاشته شده معمولاً از 20 تن بالاتر است. و موجب افزايش حجم معاملات در بازار طلا شده و بر قيمت تعادلي طلا تاثير مي گذارد. در زير به طور نمونه به چند مزايده طي سال هاي 2000 و 2001 اشاده مي نمايم و تاثير آنها را بر قيمت طلا بررسي مي کنیم.
1-در 23 سپتامبر هشتمين مرحله از فروش مزايده اي طلا با قيمت 270.60 دلار براي هر اونس توسط بانک مرکزي اروپا انجام شد. و با توجه به افزايش عرضه تاثير آن روي قيمت طلا عکس بود و به کاهش قيمت طلا در بازار لندن انجاميد.
2-صدور اعلاميه بانک مرکزي (SNB) در 30 سپتامبر مبني بر فروش 200 تن طلا از ذخاير آن تا ماه سپتامبر 2000 براساس پيماني که با بانک مرکزي اروپا بسته بود هيچ تاثيري بر قيمت طلا نگذاشت.
3-نهمين فروش مزايده اي 25 تني طلا توسط بانک مرکزي انگليس در ماه ژانويه، تاثیر زيادي بر قيمت طلا داشت. که براساس اظهارات معامله گران بخش عمده اي از افزايش قيمت طلا را خنثي کرد و سر راست کردن حساب هاي معامله گران پيش از برگزاري مزايده موجب کاهش قيمت طلا در بازار لندن شد.
دو هفته مانده به برگزاري مزايده قيمت طلا به علت استقبال نه چندان مطلوب از مزايده کاهش يافت. تحلیل گران محتاطانه نتايج بازار را انتظار مي کشيدند و اظهار داشتند که چنانچه بازار از اين مزايده به گرمي استقبال کند موجب ازايش شديد پوششي کمبودها و ترقي قيمت ها مي گردد. در صورتي تعداد شرکت کنندگان قابل توجه نباشد و ميزان تقاضا کمتر از حد مورد انتظار بازار باشد قيمت ها روند نزولي خواهد داشت. در روز انجام مزايده به علت استقبال چشمگير از اين مزايده قيمت طلا شديداً افزايش يافت.
تحولات فرهنگي – اجتماعي :
به علت زيبايي و جلاي خاصي که اين فلز دارد افراد به مناسبت هاي گوناگون براي تهيه زيورآلات از اين فلز استفاده مي کنند. که اين مناسبت ها در برگيرنده جشن هاي ازدواج ، اهدیا، اعياد مذهبي و اعتقادي و... مي باشد. عواملي چون موارد ذکر شده باعث شده که فرهنگ نيز به نوبه خود در بازار طلا نقش ايفاء نمايد.
نزديک شدن ايام کريسمس در کشورهاي داراي آئين مسيحيت، فصل ازدواج در هند و آغاز مراسم نوروز در چين جواهر سازان را تشويق به تقاضاي بيشتر طلا براي ساختن زيورآلات مي کند که اين قيمت طلا را افزايش مي دهند.
تعطيلات بازارهاي فلزات قيمتي در ژاپن و نير آغاز فصل تعطيلات جواهر سازان در آمريکاي شمالي موجب کاهش حجم معاملات در بازار اين فلز شده و اين خود باعث کاهش قيمت طلا مي شود. همه پرسي در کشورها نظير دانمارک جهت پيوستن به اتحاديه اروپا که همراه با مخالفت مردم بود موجب کاهش ارزش يورو در مقابل دلار آمريکا گرديد و آن نيز بر قيمت طلا تاثير گذاشت و باعث کاهش آن شد.
فصل چهارم: نتايج و پيشنهادات
در پايان توجه به مطالب گردآوري شده و محوريت عرضه و تقاضاي تعادلي در اقتصاد و همچنين اصول پذيرفته شده اقتصاد خرد و کلان به نتايج زير دست يافتيم.
1-قيمت جهاني طلا عمدتاً در دو بازار نيويورک و لندن تعيين مي شود و نوسانات ارزش پول کشورها عمده توليد کننده و تقاضا کننده تاثير مستقيم روي قيمت طلا دارند.
2-اظهارات سياستمدارن آمريکائي در مورد نرخ بيکاري، تورم و درآمد ملي بر ارزش دلار تاثير گذاشته و نوسانات دلار در مقابل يورو تاثير بر طلا دارد.
3-ريسک فعاليت هاي اقتصاد با هم متفاوت است ريسک تاثير خود را بر خريد و فروش گذاشته و از اين جهت بر قيمت طلا تاثير مي گذارد.
4- چون اکثر سردمداران و سرمايه داران آمريکائي يهودي هستند بنابراين سياست هاي موثر بر قيمت طلا را طوري اتخاذ مي کنند که هم جهت با منافع اسرائيل باشد.
5- مزايده ها با افزايش عرضه طلا و توليد ناخالص ملي با تغييرات قدرت خريد مردم و تاثير بر ارزش پولي کشورها بر قيمت طلا تاثير مي گذارند.
6- تعطيلات کشورهاي توليد کننده و مصرف کننده و همچنين کشور آمريکا با کاهش حجم معاملات بر قيمت طلا تاثير مي گذارد..
با توجه به نتايج به دست آمده به راحتي ميتوان فهميد که قيمت طلا تنها تحت تاثير ارزش دلار نمي باشد. بلکه عوامل ديگري هم در آن دخيل است. پس فرضيه ذکر شده قابل رد است.
براي مهار قدرت انحصاري آمريکا بر قيمت طلا و ايجاد رونق اقتصاد ديگر کشورها بخصوص ممالک در حال توسعه پيشنهادات زير را ارائه مي کنيم.
1-کشورهاي جهان دست به دست هم بدهند و با هماهنگي و همکاري خود، قدرت انحصاري آمريکا را بر قيمت طلا تضعيف نمايند.
2- بيشتر اظهارات آمريکا در مورد استفاده از سياست هايش براي ايجاد فضاي کاذب بوده تا توليد کنندگان و مصرف کنندگان آن طوري که آنها مي خواهند عمل کنند. بر اين اساس اين کشورها باید در قبال انتشار خبرها از طرف آمريکا محتاطانه رفتار کنند.
3-کشورهاي توليد کننده و مصرف کننده طلا بايد به يک استقلال اقتصادي مناسب برسند تا تحت تاثير سياست هاي سودجويانه کشورهاي ديگر قرار نگيرند.
1- اکتشافات مهم معادن طلا در جهان:
در سال 1848 در کاليفرونيا
در سال 1850 دراستراليا
در سال 1880 درهندوستان
در سال 1885 دررند
در سال 1887 دراستراليا
در سال 1897 درکلوندايک
در سال 1903 درغرب آفريقا
ميزان استخراج طلا در جهان :
از 1841 تا 1850 معادل 54760 کيلو گرم
از 1856 تا 1860 معادل 200000 کيلو گرم
از 1861 تا 1901 معادل 400000 کيلو گرم
از 1901 تا 1912 معادل 700000 کيلو گرم
* دانشجوی کارشناسی ارشد توسعه اقتصادی/ دانشگاه اصفهان
منابع
1-- اخبار روز اقتصادي منتشره از بانک مرکزي ايران براي شش ماه دوم سال 1379.
2- ماجدی و گلریز.(1368).پول و ارز. ناشر دانشگاه تهران.
3-شجری، هوشنگ. (1375). تجربيات و سياست هاي بانک مرکزي.
4-صدوقي،عباس.(1357). پول و ارز، دانشكده علوم اداري و مديريت بازرگاني، ناشر دانشگاه تهران .
5-فرجي،يوسف. (1384). پول،ارز و بانكداري، موسسه مطالعات و پژوهشهاي بازرگاني، تهران