تبليغاتX
فصلنامه کلکین: نشریه علمی- پژوهشی - کودکان مهاجر افغانی و مسأله سلامت

 * طیبه موسوی

 

(بررسی وضعیت سلامت جسمانی، روانی و اجتماعی کودکان مهاجر افغانی در شهر اصفهان در سال 1387)

درآمد:

کودکی با همه شگفتی هایش رویای شیرینی است که در خاطرمان نقش بسته و بازگشت به آن آرزوی دست نیافتنی بسیاری از ما محسوب می شود. اما نکته مهمتر در مورد دوران کودکی این است که زیر بنای زندگی هر فرد را ساخته و تعیین کننده آینده جامعه ای است که در آن زندگی می کند. بدون شک برای بسیاری از افراد، مهاجرت  از کشوری به کشور دیگر یک تجربه ایجاد کننده فشار روانی است حتی اگر نفس خود مسافرت در عمل نسبتاٌ بی حادثه باشد، ولی در اثر مهاجرت غالباٌ ساختهای خانوادگی به طور موقت در هم شکسته می شود.و از طرفی برای یک مهاجر در هر جامعه امکان اینکه بسیاری از جنبه های مهم زندگی اش را به درون گروههای بسته قومی جهت دهد، وجود دارد. بنابراین به دلیل نوع محل سکوت و سایر تبعیض های نژادی، نوع زندگی خانوادگی، شعائر مذهبی، فعالیتهای اقتصادی، خرید، کار، تفریحات و حتی مدرسه رفتن، می تواند با تماس بسیار کم با اجتماع میزبان و یا حتی بدون هیچگونه تماس با آن انجام گیرد. بر همین اساس محیط گروههای پایین اجتماعی-اقتصادی در مقایسه با گروههای متوسط و بالا ممکن است از معیارهای نامطلوب برخوردار باشند. والدینی که در شرایط نامطلوب مالی هستند ممکن است انگیزه کمتری برای کسب اطلاعات جدید در مورد نحوه مراقبت از کودک باشند چونکه توانایی فراهم ساختن ضروریات اولیه زندگی را ندارند و در نتیجه کودک بسیاری از ناکامی ها و محدودیتها را تجربه می کند. از آنجایی که مهاجرین افغانی در خارج از بافت جامعه اصلی خود زندگی می کنند بالطبع بسیاری از کودکان درگیر خشونت می شوند و یا در مدارسی مشغول به تحصیل می شوند که از امکانات پایین تحصیلی برخوردارند. بنابراین جهت دستیابی به سلامت کودکان و پیشگیری از بروز و ابتلای آنها به بیماری ها اولین گام شناسایی وضعیت سلامت جسمی، روانی و اجتماعی آنان می باشد، که مطالعه حاضر با هدف تعیین وضعیت سلامت جسمانی، روانی  و اجتماعی کودکان مهاجر افغانی انجام گرفته است.

واژه های کلیدی:کودکان مهاجر افغانی،سلامت جسمانی،سلامت روانی،سلامت اجتماعی.

مواد و روشها:

پژوهش حاضر یک مطالعه توصیفی تحلیلی می باشد. جامعه پژوهش مشتمل بر کودکان مهاجر افغانی می باشند .نمونه های مورد پژوهش را کودکان مهاجر افغانی 16-9سال تشکیل می دهند. روش نمونه گیری به صورت تصادفی ساده بود.جهت جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه سلامت عمومی استفاده شد که پژوهشگر با مراجعه به محیط پژوهش نسبت به تکمیل پرسشنامه اقدام نموده است.

یافته ها:

بر اساس تجزیه تحلیل داده های حاصل از(100) پرسشنامه ملا حظه گردید که بیشترین تعداد از واحد های مورد پژوهش از نظر سلامت جسمانی(73%)، و سلامت روانی(7/73%)سالم بودند، اما از نظر عملکرد اجتماعی(6/57%) مشکوک به اختلال متوسط بودند.

بحث:

مهاجرین و افراد گروه اقلیت در یک جامعه در طول زندگی روزانه با مشکلاتی مواجه می شوند و این مشکلات ممکن است با وضعیت مهاجرتی شان رابطه داشته و یا نداشته باشد.اما چنین انتظار می رود که مشکلات روزانه شان با وضعیت مهاجرتی و فرآیند تطابق فرهنگی رابطه دارد..این افراد ممکن است با مشکلات مزمن  برخورد نمایند،نه تنها در رابطه با جامعه میزبان بلکه با خانواده و اعضای گروه خودشان. یکی از این مشکلات که عمدتاٌ خارج از گروه می باشد، مشکلات در برخورد با اعضای گروه می دانند که ناشی از تبعیض و تعصبی است که تجربه می کنند. زندگی در دو فرهنگ، مهاجران را با مشکلات ویژه ای در تعامل با خانواده و افراد گروه قومی خودشان و افراد جامعه میزبان مواجه می کند. به اعتقاد پژوهشگر با توجه به این که کودکان مهاجر افغانی شرایط نامطلوب خانوادگی، تحصیلی و اجتماعی را طی می کنند و چون در خارج از بافت فرهنگی جامعه خود زندگی می کنند و تماس بسیار ناچیز با جامعه میزبان دارند، می تواند بر عملکرد اجتماعی آنها تاثیر گذار باشد. و پژوهشگر  معتقد است این گروهها نیازمند آموزش مهارتهای ارتباطی و اجتماعی می باشند.

* دانش آموخته کارشناسی ارشد روان درمانی/ دانشگاه علوم پزشکی اصفهان